.
شورای فرهنگی

سبك شمردن نماز و آثار آن

سبك شمردن نماز و آثار آن,نماز,فضیلت نماز,فواید نماز

شكي نيست كه بي اعتنايي به نماز گناهي است بزرگ. بنابراين شناسايي مصاديق اين تحقير ناپسند، مقدمه‌ پرهيز از اين عصيان نابخشودني است. عناوين زير از مصاديق سبك شمردن نماز است.


الف) تأخير نماز: امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه‌ي شريفه‌ي قرآن، كه در ارتباط با مذمت بي اعتنايي به نماز نازل گرديده است  مي‏فرمايد:

»تاخير الصّلاة عن اوّل وقتها لغير عذرٍ»
مراد از بي اعتنايي به نماز، «تأخير آن از اول وقت بدون عذر است


البته روشن است كه مراد از عذر، ضرورتي است كه بصورت اورژانسي پيش آيد و قابل تأخير نباشد و الاّ بايد به كار گفت نماز دارم نه به نماز بگوييم كار دارم.


ب) عدم رعايت آداب آن در خلوت: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي چنين مي‏فرمايد:


»
من احسن صَلَوتَهُ حين يَراهُ النّاسُ و أَساءَها حينَ يَخلُوا فتلك استهانةٌ»
يعني: «آن كس كه در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بي اعتنايي كرده است


مروري بر نمازهاي خلوت و جلوت ما، روشن مي‏نمايد كه آيا احترام و توجه ما به نماز بيشتر بوده است يا به ناظران صحنه‌ي نماز.


ج) فراهم نكردن مقدمات نماز قبل از اذان: در روايت ديگري مي‏فرمايد: كسي كه وضوي نماز را تا وقت اذان به تأخير اندازد او به نماز بي اعتنايي كرده است. آري كسي كه به كار اهميت مي‏دهد، قبل از رسيدن وقت آن، مقدمات انجام آن را فراهم مي‏كند. كدام ملاقات و ميهماني است كه وقت آن فرا رسيده باشد و ما هنوز در فكر پوشيدن لباس و يا آماده كردن شرايط آن باشيم؟!


د) عدم يادگيري معاني: آيا ندانستن معاني الفاظي كه روزانه ده بار در نماز تكرار مي‏شود به معني بي اعتنايي به نماز نيست؟! آيا اگر ما براي طرف گفتگوي خويش در نماز اهميتي قائل باشيم در فكر اين نخواهيم بود كه محتوا و مضمون مذاكره و نجواي خود را بفهميم و با ادراك صحيح به سخن در برابر او بايستيم؟! چگونه ممكن است با اقامت كوتاه در يك كشور، تا حدودي به زبان مردم آنجا آشنا مي‏شويم و با يكي دو بار عبور از مسيري، نام و نشان آن را فرا گيريم و در برخورد با هر بنايي از اسم و باني و مشخصات آن جويا شويم اما هيچكدام از اين توجهات و حساسيت‏ها در مورد نماز اعمال نشود؟! آيا اينها به معني بي اعتنايي به نماز نيست؟! چگونه مي‏توانيم پاسخگوي اين عباداتي باشيم كه محتواي آن جز تحقير خداوند رب العالمين نيست؟! اينجاست كه امام حسين ـ عليه السلام ـ به خداوند تبارك و تعالي عرض مي‏كند:


»
الهي مَن كانَت‎‎‎‎‎ محاسِنُه مَساوِي فكيف لايكونُ مَساوِيه مَساوِي«
يعني: «خدايا آن كس كه اعمال به ظاهر نيك او گناه است پس چگونه گناهان او گناه نباشد؟
فرق نمازگزاراني كه در نماز هيچ دردي را احساس نمي‏كنند[5] جز درد فراق دوست، از هيچ حادثه‏اي مطلع نمي‏شوند،[6] هيچ صدايي را نمي‏شنوند و غرق در لذت با معشوقند، نماز گزاراني كه زير شلاق و عليرغم هر گونه تهديد و شكنجه و محدوديتي نماز را بپا مي‏دارند[7] با كساني كه نماز را بار و رنجي مي‏دانند كه در برداشتن و عبور از آن بايد شتاب كرد و در هنگام اقامه‌ي آن با دست و محاسن بازي مي‏كنند و خميازه مي‏كشند، فقط در اهتمام و استخفاف به نماز است.


هـ) عجله و شتاب در نماز: سريع خواندن نماز و تبديل اين عبادت به عادتي كه همچون عمل ماشين نويسي بدون توجه به معاني و بدون رعايت خشوع و طمأنينه انجام گيرد از نشانه‏هاي ديگر بي توجهي به نماز است. استاد شهيد آيت اللّه مطهري ـ رحمة الله عليه ـ در اين باره مي‏فرمايد:


»
علماي روان‏شناسي مي‏گويند: «يك كار همين قدر كه براي انسان عادت شد، دو خاصيّت متضاد در آن به وجود مي‏آيد. هر چه كه بر عادت بودنش افزوده شود و تمرين انسان زيادتر گردد، كار، سهلتر و ساده‏تر انجام مي‏شود.» يك ماشين نويس كه به ماشين نويسي عادت مي‏كند، هر چه بيشتر عادت مي‏كند، از توجهش كاسته مي‏شود. يعني از اينكه اين عمل او يك عمل ارادي و از روي توجّه باشد كاسته مي‏شود و به يك عمل غير ارادي نزديكتر مي‏گردد. خاصيّت عادت اين است. اينكه در اسلام به مسأله‌ي نيّت تا اين اندازه توجّه شده، براي جلوگيري از اين است كه عبادت‏ها آنچنان عادت نشود كه به واسطه‌ي عادت، به يك كار طبيعي و غير ارادي و غير فكري و غير هدفي و كار بدون توّجه كه هدف درك نشود و فقط به پيكر عمل توجه گردد تبديل شود.


اين‏ها چيزهايي است كه ما تنها در نماز اسلامي به دست مي‏آوريم و متوّجه مي‏شويم كه بسياري از برنامه‏هاي تربيتي به وسيله اين عبادت و در پيكر اين عبادت پياده مي‏شود، گذشته از اينكه خود اين عمل، پرورش عشق و محبّت خدا و معنويّت در انسان است، كه اين روح عبادت است


مردي در حضور امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ نماز خود را با شتاب به جا مي‏آورد. حضرت نگاهي به او كرده و فرمود: چند وقت است اينگونه نماز مي‏خواني؟ او گفت: مدت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل كلاغي است (كه منقار بر زمين مي‏كوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نيست. منقار به زمين كوبيدن است) اگر اينگونه بميري بر غير ملت و دين پيامبر اكرم، مرده‏اي. سپس حضرت در مورد كم گذاشتن در نماز فرمود: به درستي كه دزدترين مردم كسي است كه از نمازش بدزدد.

منبع:andisheqom.com


 

چرا نماز می خوانیم ؟(قسمت اول)


نماز از ارکان عبادات حق است ، بنابراین اول باید بدانیم چرا خداوند را عبادت می کنبم تا آنگاه فلسفه نماز نیز روشن گردد. یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود آدمی ، حس نیایش و پرستش است ، هر زمان و مکانی که بشر وجود داشته است ، نیایش و پرستش نیز وجود داشته است . پیامبران پرستش را نیاوردند و ابتکار نکردند ، بلکه نوع پرستش را یعنی نوع آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد به بشر آموختند . احساس نیایش ، احساس و نیاز غریزی است به کمالی برتر که در او نقصی نیست و جمالی که در آن زشتی وجود ندارد ، انسان در حال پرستش از وجود محدود خویش می خواهد پرواز کند و به حقیقتی پیوند یابد که در آنجا نقص و کاستی و فنا و محدویت وجود ندارد و به قول –اینشتاین – دانشمند بزرگ عصر ما : در این حال فرد به کوچکی آمال و اهداف بشری پی می برد و عظمت و جلالی را که در ماورای امور و پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر می نماید حس می کند . لذاپرستش جزء غرائز ذاتی و فطری بشر است ، یعنی بشر فطرتا گرایش دارد که یک چیز را تقدیس و تنزیه کند و خویشتن را به او نزدیک کند پیام قرآن این است که ای انسان ! رب خود ،پروردگار خود ،صاحب اختیار خودت را بپرست . الذی خلقکم و الذین من قبلکم : کسی که شما و گذشتگان شما را آفریده است . پرستش نوعی رابطه خاضعانه و ستایشگرانه و سپاسگرانه است که انسان با خدای خود برقرار می کند . عبادت و پرستش علاوه براینکه نیاز فطری بشر است ، راز آفرینش انسان نیز عبادت است و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون (همانا جن و انس را نیافریدیم مگر برای اینکه مرا پرستش کنند ) عبادت یک پیمان الهی است که انسان در روز ازل با خدای خود پیمان عبودیت بسته است الم اعهدالیکم یا بنی ان لاتعبد و الشیطان انه لکم عدو مبین ،و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم . (ای بنی آدم ، آیا من با شما پیمان نبستم که شیطان را پرستش نکنید و مرا پرستش کنید که راه راست است و شما را به سعادت می رساند .) عبادت ماموریت انسان است .

وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین ....؟ ( آیا مامور نشدید که فقط خدا را خالصانه پرستش کنید ) اکنون که روشن شد عبادت و پرستش از غرایز ذاتی و از نیازهای فطری انسان است جایگاه نماز در پرستش و عبودیت روشن

می شود : نماز عالی ترین تجلی پرستش و عبادت است ، زیرا پرستش یا قولی است یا عملی . و نماز هر دو را در بر دارد چون اذکار نماز مانند قرائت حمد و سوره ، ذکر رکوع و سجود و تشهد عبادت قولی است و قیام و رکوع و سجود عبادت عملی است نماز رفیع ترین و با اهمیت ترین جایگاه را در عبادات دارد و در راس آنها می باشد نماز منبع تغذیه روح انسان وامداد الهی است انسان با نماز می تواند قوت بگیرد و انرژی در جهت نیل به کمالات حاصل کند . واستعینوا و بالصبر الصلاه.... (از نماز استمداد کنید ...) کسی که می خواهد یک مسلمان واقعی و مجاهد نیرومند باشد باید نماز خوان خالص و مخلص باشد علی (ع) در آخرین وصایایش که در واپسین لحظات عمر آن حضرت بود فرمود: الله الله فی الصلوه فانها عمود دینکم : ( خدا را خدا را ، درباره نماز که نماز استوانه خیمه دین شماست امام صادق(ع) در آخرین نفس های عمر با برکت خویش فرمودند : لن تنال شفاعتنا مستخفا بالصلاه (هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند، خواهد رسید ) . نماز بنیان اعتقادی انسان را به مبداء و معاد تقویت می کند . از حضرت علی (ع) سئوال شد : چرا ما دوبار سجده می کنیم . امیر مومنان (ع) این آیه را خواند : منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری . یعنی سجده یاد آور قیامت و صحنه محشر و مبعوث شدن انسان است


.

چرا نماز می خوانیم ؟(قسمت دوم)

شخصی از امام صادق (ع) پرسید : برترین چیزهایی که بندگان با آن به پروردگارشان تقرب می جویند و نزدیک می شوند چیست ، حضرت فرمودند : بعد از معرفت و شناخت (خداوند متعال ) من بهتر از نماز نمی دانم . و همین اهمیت نماز است که نسبت به کوتاهی به آن شدیدا نهی شده است از رسول اکرم (ص) روایت شده که فرمود: مبادا نماز خود را ضایع سازید ، زیرا هرکس که نماز خود را ضایع نماید خدا او را با قارون و فرعون و هامان محشور نماید ، و برخدا حق است که او را با منافقان در آتش افکند ، پس وای برکسی که بر نماز خود مواظبت و نگهبانی ننماید .

خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین» (1) خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» (2)ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.
دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.
اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟
هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(3)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛(4) هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ).(5) نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است.

پی نوشت ها:
1. آل عمران (3) آیه 97
2. فاطر (35) آیه 15
3.نور (24) آیه 41.
4.اسراء (17) آیة 44.
5.بحارالانوار، ج 78، ص 203

.



چرا نماز می خوانیم ؟(قسمت سوم)

هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»(1)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست.
بله همواره به یاد خداوند بودن بسیار عالی و ارزشمند است ، اما آیا چنین کسی را سراغ دارید ؟
کدام انسان را می یابید که با این همه چیزهائی که انسان را در این دنیا به خود مشغول داشته و با این همه عواملی که موجب غفلت و بی خبری می شوند ، همواره به یاد خدا باشند؟
و آیا نماز چیزی جز برای یاد آوری انسان ها و بیرون آوردن از غفلت است؟
راستی اگر برای ارتباط با خدا نیازی به نماز نبود، نبایستی پیامبر با آن همه فضائل و کمالات آن قدر نماز بخواند که پاهایش متورم شود یا امیرالمؤمنین(ع) و سایر امامان به نماز این همه اهمیت بدهند.
آیا کسی برتر و بیشتر از پیشوایان دینی ما با خداوند رابطه قلبی داشته است؟ ایا اگر بخواهیم کسی را مثال بزنیم که همواره به یاد خدا بوده است ، این شخص جز پیامبر اسلام و امامان معصوم بودند؟
آیا مقامی که امیرمومنان به آن دست یافته بود ، به گونه ای که فرمود اگر تمام پرده ها کنار رود بر یقین و ایمان من افزوده نمی شود ، کسی برتر از آن دست یافته است؟
پس چگونه چنین انسان هایی نه تنها خود را بی نیاز از نماز و ارتباط با خدا نمی دانستند ، بلکه شبانه روز به نماز می ایستادند و نه تنها نماز های واجب ، بلکه حتی نماز های مستحب داشتند که بنابر بر نقل روایات گاهی تا هزار رکعت می رسید.
هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است و اگر قرار باشد که هر انسانی بر طبق خواسته خود عمل نماید نه آن چیزی که خداوند از او خواسته ، این دیگر بندگی خداوند نمی شود ، بلکه بندگی خود و عمل بر طبق خواسته خود است.
مطمئنا این فکر که رابطه قلبی انسان را بی نیاز از نماز می کند ، چیزی جز وسوسه شیطانی برای دور کردن انسان از خدا نیست. چون خدا راه نماز را برای ایجاد رابطه بنده با او و بیرون آمدن انسان ها از غفلت و شستوی جسم و جان قرار داده قرار داده و فرموده است که «اقم الصلوة لذکری» نماز را برای یاد من برپا دار.(2) پس آیا درک من از خدا بیشتر است؟!
در فرهنگ اسلامی تعیین کردن و مشخص نمودن شکل عبادت، با شارع مقدس است و کسی نمی تواند عبادتی اختراع کند. اگر کسی وِرْد و دعایی را به عنوان عبادت پدید آورد، از مصادیق روشن بدعت و تشریع است که کار حرامی است،‌ زیرا امور عبادی را همان گونه که از طرف شارع مقدّس بیان شده است، باید انجام داد، نه کمتر و نه بیشتر.
آن کس که تشنگی و گرسنگی را در ما آفرید ، غذا و آب را نیز خود فراهم آورده است و آن کس که نیاز به عبودیت و پرستش را در ما قرار داد ، هم او پاسخ نماز و دعا راز و نیاز را برایمان مقرر داشته است. . قرآن مجید نماز را مظهر ذکرو ذکر را آرام بخش دل ها می داند.(3)
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز می‌کند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجوددارد و هر کس مطابق ذوق و سلیقة و به اندازه توان و مرتبه وجودی و استعداد خود از آن بهره مند می‌شود. نماز عبادتی جامع است که می تواند تمام وجود انسان (از جهات بدنی و ظاهری گرفته تا جهات ذهنی و قلبی و باطنی) را در خدمت بندگی و پرستش قرار دهد. نیت خوب داشتن به تنهایی نمی تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بی نیاز کند.
شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(4) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است(5)

پی نوشت ها:
1. غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگویپرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10.
2.طه (20) آیة 14.
3.. رعد (13) آیة 28
4.عنکبوت (29) آیة 45.
5. بحارالانوار، ج 73، ص 141.




 



عفاف وحجاب از دیدگاه قرآن

قرآن کریم جلوه های عفاف زنان را این گونه تشریح می کند.
1-عفاف درگفتار:
درآیه 32 سوره احزاب درباره وظایف زنان درلزوم رعایت عفاف درسخن گفتن با مردان نامحرم می فرماید:  "فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا":
پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان درشما طمع کنند،وسخن شایسته بگویید.
خضوع: دراینجا به معنی این است که زنان دربرابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک ولطیف ادا نکنند تامردان بیمار دل را دچار خیال های شیطانی کنند(منظور از بیماری دل: نداشتن نیروئی ایمان است.)
قولا معروفا: یعنی  سخن معمولی و مستقیمی بگویند که دور از کرشمه وناز باشد و سخنی باشد که شرع وعرف اسلامی آن را پسندیده دارد.
این آیه اشاره به کیفیت ومحتوای سخن گفتن وحرمت سخن گفتن باناز وعشوه دارد وصحبت گفتن با نامحرم باید عفیفانه وبه دور از نرمش وخودنمایی باشد.ومتذکر می گرددکه درصورت عدم رعایت این امر ممکن است امنیت جامعه به خطر بیفتد.
2-عفاف درنگاه:
درآیه 31/نور که به سوره وپاکدامنی وحجاب معروف است، به چندین رفتار عفیفانه اشاره می کند که یکی از آنها وجوب حفظ وکنترل دید ونگاه است."وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن:"به زنان مومن بگو چشم های خودرا (ازنگاه هوس آلود) فروگیرند".وهمچنین "قل للمومنین یغضوا من ابصارهم"نور/32 به مردان مومن بگو ازبعضی نگاههای خود(نگاههای غیر مجاز)چشم پوشی کنند.
"یغضضن"از ماده"غض"به معنای کاهش وکم کردن نگاه است.ومنظور:چشم پوشی از نگاههای حرام وشهوت آلود است. ونکته اینکه درلزوم عفت وپاکدامنی وترک نگاه حرام، بین زن ومرد، فرقی نیست. به این ترتیب همانگونه که نگاه شهوت آلود برای مردان فعلی حرام محسوب می شود برای  زنان نیز حرام است.
رسول اکرم (ص)می فرماید: ازنگاه های زیادی بپرهیزید، زیرا تخم هوس می پراکند وغفلت می زاید."
از این رو کنترل چشم می تواند از مهم ترین واساسی ترین اصول عفاف باشد که باید درمرتبه اول رعایت گردد، چراکه چشم دروازه قلب وروح است(هرچه دیده بیند دل کند یاد)
امام علی (ع) می فرماید: "العین رائد القلب"چشم،دل را به دنبال خود می کشد.
بدین ترتیب ،کمترین کوتاهی درچشم پوشی از نگاه به نامحرم ، تیری مسموم از سوی شیطان است.
3-عفت درشهوت:                                                        
خداوند درآیه 31 درسوه مبارکه نور می فرماید:
"ویحفظهن فروجهن"(وبه زنان با ایمان بگو دامن های خود را حفظ کنند(
درذیل آیه می فرماید:"ذلک ازکی لهم" یعنی این امر باعث تزکیه وشکوفایی استعدادها ورشد شخصیتی ومعنوی آنها می شود.
دوری از آلودگی ها نشانه پاکدامنی است، بوسیله عفت اعمال پاکیزه و مطهر می گردد. ودرنتیجه انسان رشد می یابد، و درغیر اینصورت چشم چرانی وبی عفتی مانع رشد معنوی انسان خواهد گردید.
همچنین قرآن درمورد کسانی که امکان برای ازدواج نمی یابند می فرماید:"ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله"(نور/33) ((وکسانی که وسیله نکاح ندارند، به عفت سرکنند تا خدا ازکرم خویش  ازاین بابت بی نیازش گرداند.
استنباطی که از موارد فوق بدست می آید اینست که: قدرت نیافتن برای ازدواج، مجوزی برای گناه کردن و فراهم کردن آن از راه نامشروع نیست بلکه صبروعفت لازم است تا خداوند نیز از فضل خود بی نیازشان گرداند.
4-عفت درپوشش:
مسئله حجاب وپوشش زن ومستور نمودن زینت های ظاهری وباطنی وی، اهمیت بسیاری دارد.
همچنانکه خداوند درآیه:"ولایبدین زینتهن الا ماظهرمنها"زنان را مکلف می کند که نباید زینتهای ظاهری وباطنی خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتا نمایان است.
آیه دیگری دررابطه با پوشش وارد شده است که می فرماید:"یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلان یوذین وکان الله غفورا رحیما"   (احزاب/59
«ای پیامبر به همسرانت ودخترانت وزنان مومنان بگو روسری های بلند خود را برخویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، وخداوند همواره آمرزنده رحیم است.»
سبب نزول این آیه این بود که:شب هنگام که زنان مسلمان به قصد رفتن به مسجد وشرکت درنماز پیامبراکرم(ص)ازخانه بیرون می رفتند جوانان سرراه آنان می نشستند وبا سخنان ناروا متعرض آنان می گشتند.
5-عفت درکردار:
وظیفه دیگر زنان پرهیز ازاعمال ورفتارهای جلب توجه کننده وغیرعفیفانه است.
"ولا یضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن" « هنگام راه رفتن پاهای خودرا به زمین نزنند تا زینتهای پنهانشان دانسته شود»
پس هرگونه راه رفتنی که موجب آشکارشدن زیورهای مخفی زن شود ازنظر اسلام ممنوع است وزنان باید دررعایت عفاف وپرهیز از امورجلب توجه کننده دقت لازم رابنمایند واعمال ورفتارشان به استفاده آنان از وسایل زینتی و استعمال عطروبوی خوش به گونه ای نباشد که باعث جلب توجه نامحرم وعامل انحراف فکرها وتباهی دلها گردد.
"وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی و..."(ای همسران پیامبر)درخانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (درمیان مردم) ظاهر نشوید . احزاب/33
«تبرج» به معنای ظاهرشدن دربرابر مردم است –منظوراز «جاهلیت اولی» جاهلیت قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) است که درآن    عصر، وضعیت پوشش زنان، عفیفانه نبوده است.
این آیه خطاب به زنان پیامبر(ص) است، اما طبق نظر مفسرین عمومیت دارد وشامل همه زنان می شود.
ازاین رو زنان باید ازهرگونه رفتار جلوه گرانه وتحریک کننده پرهیز نمایند و با تاسی از آیه (تمشی علی استحیاء) قصص/25 که شیوه راه رفتن زنان اسلامی را ترسیم می کند وبا اقتدا کردن به بانوی دوعالم فاطمه زهراء(س) به شیوه آن حضرت عمل نمایند.
در آیه 26 سوره اعراف کتاب وحی (قرآن کریم) در مورد پوشش و حجاب به همان مسأله لباس و پوشانیدن بدن که در سرنوشت آدم نقش مهمی داشته، اشاره کرده و می فرماید: ای فرزندان آدم! ما لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و برجستگی های بدنتان را پنهان می سازد، ولی فایده این لباس که برای شما فرستاده ایم تنها پوشاندن تن و مستور ساختن عورتین نیست، بلکه مایه زینت شماست. و اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان می دهد.
تا آنجا که تاریخ نشان می دهد همیشه انسان لباس پوشیده است، ولی وسایل تولید لباس در عصر ما به قدری متنوع شده و توسعه یافته است که با گذشته اصلاً قابل مقایسه نیست و متأسفانه جنبه های فرعی و حتی نامطلوب و زننده لباس چنان گسترش یافته که فلسفه اصلی لباس را تحت شعاع خود قرار می دهد.
لباس عاملی شده برای انواع تجمل پرستیها، توسعه فساد، تحریک شهوات، خودنمایی و تکبر و اسراف و تبذیر و امثال آن، حتی گاهی اوقات لباس هایی در میان جمعی از مردم دیده می شود که جنبه جنون آمیز آن بر جنبه عقلانیش برتری دارد و به همه چیز شباهت دارد جز لباس به طوری که مساله مدپرستی در لباس نه تنها ثروت های زیادی را به کام خود فرو می کشد بلکه قسمت مهمی از وقتها و نیروهای انسانی را نیز بر باد می دهد.
گردآورنده: محمد ابراهیم مقصودلو
کارشناس قرآنی اداره تبلیغات اسلامی بندرترکمن استان گلستان
 

 





فلسفه بزرگ اقامه نماز
آیه 45 سوره عنکبوت به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى گوید: «نماز انسان را از زشتیها و منکرات بازمى دارد» (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر).
نماز فرمان خداست
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدا و معاد مى اندازد داراى اثر باز دارندگى از فحشاء و منکر است.

انسانى که به نماز مى ایستد، تکبیر مى گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر مى شمرد، به یاد نعمتهاى او    مى افتد، حمد و سپاس او مى گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت مى ستاید، به یاد روز جزاى او مى افتد، اعتراف به بندگى او مى کند، از او یارى مى جوید صراط مستقیم از او مى طلبد، و از راه کسانى که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى برد (مضمون سوره حمد).
بدون شک در قلب و روح چنین انسانى جنبشى به سوى حق و حرکتى به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى شود.
براى خدا «رکوع» مى کند، و در پیشگاه او پیشانى بر خاک مى نهد، غرق در عظمت او مى شود و خودخواهى ها و خود برتربینى ها را فراموش مى کند.
شهادت به یگانگى او مى دهد گواهى به رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى دهد.
بر پیامبرش درود مى فرستد و دست به درگاه خداى برمى دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجى از معنویت در وجود او ایجاد مى کند، موجى که سد نیرومندى در برابر گناه محسوب      مى شود.
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار مى گردد، هنگامى که صبح از خواب برمى خیزد در یاد او غرق مى شود.
در وسط روز هنگامى که غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تکبیر مؤذن را مى شنود، برنامه خود را قطع کرده، به در گاه او مى شتابد، و حتى در پایان روز و آغاز شب پیش از آنکه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز مى کند و دل را مرکز انوار او مى سازد.

از این گذشته به هنگامى که آماده مقدمات نماز مى شود خود را شستشو مى دهد پاک مى کند، حرام و غصب را از خود دور مى سازد و به بارگاه دوست مى رود همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منکر مى کند، گاه نهى کلّى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.

 


کودک و نماز    

    

    
    
    
کودکان بیش از همه نیاز به تشویق و تأیید دارند . وقتی که کودکی روی زمین دراز می کشد و صورتش را به سجاده و مهر     می مالد ، به جای آن که پای او را گرفته ، حالتش را به صورت سجده بزرگسالان درآوریم ، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشویق و تأیید کنیم .
تشویق باعث می شود که این رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنی و حرکتی کودک زمینه یادگیری « سجده کردن » هم فراهم گردد. اگر کودک جمله ای و یا حتی کلمه ای از نماز را به زبان آورد باید او را جداً مورد تشویق قرار داد . هنگامی که کودک کلمهالله اکبر و یالااله الاالله را به زبان جاری می کند مستحق تشویق و پاداش پدر و مادر است
.
توجه به توانمندیهای کودکان و نوجوانان در اقامه نماز

در یادگیری نماز شایسته است توانمندیهای کودک را مدنظر قرار داد ، نه ناتوانی ها و ضعف های او را لازم است همواره در ارتباط با یادگیری نماز در کودکان ، بخصوص در مورد آنهایی که به سن تکلیف نرسیده اند ، آنچه که خوب می دانند مورد توجه باشد و نه ضعفها و ناتوانایی ها. تأکید ما بر نکات مثبت رفتار کودکان سبب می شود که اعتماد به نفس آنها قویتر شده ، با احساس خود ارزشمندی ، انگیزه غنی و توجه بیشتر ، موضوعات و مطالب مورد نظر را بهتر بیاموزند و با آمادگی و جرئت ، موفق به انجام آنها بشوند.
اگر در مورد نماز خواندن بر کودکان سخت بگیریم و در ارتباط با نماز آنها را مورد تشویق و تایید قرار ندهیم ، بتدریج در وجودشان احساس ناخوشایندی نسبت به نماز پیدا می شود و نه تنها در یادگیری اذکار ، آداب و ترتیب نماز بیشتر دچار مشکل می شوند ، بلکه آن را یک تکلیف سخت پنداشته ، زمینه سستی و یا گریز از نماز در آنها به وجود می آید.
باید سعی کنیم با تشویق و ترغیب ، قدرت تحمل کودکان و نوجوانان را افزایش دهیم و از تحقیر شخصیت آنها خودداری نماییم.هرگز نباید نماز خواندن کودکان دیگر را به رخ فرزندمان بکشیم و احساس حسادت ، حقارت ، خودکم بینی و گریز از نماز را در او ایجاد کنیم ، بلکه به گونه ای که قبلاً ذکر شد ، صرفاً با تشویق و تأیید رفتار و تأکید بر نقاط مثبت و توانایی ها و همراه نمودن او با افرادی که از ملاقات با آنها خرسند است، رفتارهای مطلوب و بویژه نماز خواندن را در وی افزایش دهیم
.
ستاد اقامه نماز اداره کل حفاظت محیط زیست فارس    


 


چرا باید نماز را به جماعت بخوانیم؟

این سوالی است که خیلی ها می پرسند، مقصود ومنظور چیست و چرا برای نماز جماعت این همه ثواب قائل شده اند؟

جواب این سوالات در خود سوره حمد آمده است سوره ای که باید در تمامی نماز ها خوانده شود. اصلا نماز باید به جماعت باشد نه تک نفری! نگاه کنید در سوره حمد آنجا که می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو کمک می طلبیم، در این آیه جمله جمع آورده شده است یعنی باید یک عده ای باهم باشند و این مطلب را بگویند بنابراین می گویند وقتی امام جماعت حمد و سوره را می خواند بقیه باید ساکت باشند چون امام جماعت از طرف همه این موضوع را مطرح می نماید.
1- حال چرا برایش این همه ثواب نوشته اند تا جایی که تمام مراجع تقلید می گویند اگر تعداد اقتدا کنندگان به امام جماعت از ده نفر بگذرد اگر تمام دریاها مرکب و تمام درخت ها قلم وتمام آسمانها کاغذ و تمام جن وانس نویسنده باشند نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند. آیا بصرف اینکه ده نفر به امام جماعت اقتدا کردند این همه ثواب دارد؟ و این جوابش را در مطالب زیر خواهیم گفت.
2- چرا می گویند نماز را در مسجد بخوانند و بر این عمل تاکید زیادی شده است وچرا می گویند پنج وعده بخوانند و...
در روایات آمده است که تا چهل منزل از هر طرف همسایه مسجد به حساب می آیندپس در هروعده نماز باید حداقل 160 نفر در جماعت حاضر باشند که از این 160 نفر از مشاغل مختلف (از قبیل دکتر، پرستار، تاجر، مغازه دار، بنّا و...) در مسجد جمع می شوند، حال اگر یکی از همایگان مسجد با مشکلی روبرو شد باید توسط این افراد مشکلش برطرف شود و امام جماعت نقش کلیدی یا به قولی نقش مدیر را ایفا می کند یعنی اگر یکی مریض شد دکتر محل او را معاینه کند و مشکلش را در مسجد حل کند واگر احتیاج به درمان بیشتر داشت او را راهنمایی کند و درصورتی که خرج درمان نداشت اهالی محل مشکل هزینه را حل کنند و بسیاری دیگر از این قبیل.
امام جماعت باید قبل از همه در مسجد حضور یابد و آخر از همه نیز مسجد را ترک نماید تا اگر کسی مشکلی ویا مسئله ای برایش پیش آمد بتواند با اودر میان گذاشته و امام جماعت آن مسئله را حل نماید ویا با کمک اهالی مسجد آنرا برطرف نمایند.
پیامبر عظیم الشان اسلام قبل و یا بعد از نماز رو به روی جماعت حاضر در مسجد می نشست و از احوال مسلمانان جویا می شد و اگر میدید کسی چند جلسه در مسجد حاضر نمی شود از همسایگان و دوستان او سوال می کرد و اگر مثلا می گفتند که مریض است با اهالی مسجد به عیادت وی می رفتند و اگر مشکل مالی داشت بوسیله نماز گزاران در مسجد برآورده می نمود.
آیا در مساجد ما نیز چنین است؟ ما نه تنها از همسایگان مسجد اطلاعی نداریم بلکه اگر کسی هم خودش در مسجد اظهار عجز و ناتوانی کرد بجای کمک کردن می گوییم مگر مسجد گداخانه است؟!
در باب علل نماز پنچگانه در مسجد: یک علت این است که اگر سر نماز صبح کسی مشکل داشت نمازگزاران تا نماز ظهر آنرا بر طرف نمایند و اگر تا نماز ظهر این مشکل هنوز وجود داشت تا نماز عصر و در نمازهای دیگر مشکل بر طرف شود یعنی پنج نوبت به مشکل طرف رسیدگی و تا شب و نماز عشا حل نمایند. اینگونه نمازی است که ثواب آنرا غیر از خدا نمی تواند بنویسد.
یکی از مسائلی که در نماز جماعت مستحب است چرخاندن سر بعد از سلام به طرفین و مصافحه (دست دادن) می باشد یعنی اینکه بفهمیم بغل دستی ما کیست و حال او چگونه است و اگر خدایی نخواسته با او مشکلی و یا کینه ای داریم با دست دادن به هم، صلح و آشتی بوجود آید.
امام خمینی (ره) در فرازی از سخنانش در باره مسجد می فرماید مسجد سنگر است سنگر ها را حفظ کنید. یعنی همانطور که در سنگر برای پیشبرد جبهه و جنگ تصمیم گیری می شود در مسجد نیز باید برای پیشبرد امورات محل و افراد جامعه تصمیم گیری شود. در زمان رسول الله صل الله علیه و اله مسجد مرکز تصمیم گیری و بر طرف کردن مشکلات مردم بود و پیامبر نقش محوری در این خصوص داشت. مسجد "فقط" محل عبادت نیست، عبادت جزئی از اعمال مسجد است. این موضوعی است که غالبا در مساجد گفته می شود و بسیار شنیده شده است که مسجد محل عبادت است نه جای حرف دنیا زدن! و اگر کسی در مسجد با بغل دستی اش صحبت کرد فورا یکی از همین مؤمن ها می گوید: «اگر حرفی دارید بروید بیرون مسجد، اینجا محل عبادت است.» پس فرق مسجد با معبد در چیست؟ مسجد محل صحبت کردن است و از احوال همدیگر جویا شدن و مشکل مسلمانان را حل نمودن است. مگر نه اینکه گفته شده عبادت بجز خدمت خلق نیست، خدمت خلق یعنی کار دنیای مردم را حل نمودن و تو چه می دانی که این دو نفری که باهم صحبت می نمایند چه می گویند و چه مشکلی را بین خودشان حل می کنند؟ یا شاید هم می ترسی از تو کاری بخواهند و یا مشکلشان به تو سرایت نماید و تو بخواهی از زیر بار آن شانه خالی کنی؟

 



نماز جماعت آثار و برکات
قسمت اول
(برگرفته از کتاب پرتویی از اسرار نماز،نوشته حجت الاسلام قرائتی)

آئین اسلام،از بعد اجتماعی مهمی برخوردار است و با عنایت به برکات آثار وحدت و تجمع و یکپارچگی،در بسیاری از برنامه هایش بر این بعد،تکیه و تاکید کرده است.
برگزاری نمازهای روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهی،یکی از این برنامه هاست.
در اینجا به اهمیت «نماز جماعت »و آثار گوناگون آن اشاره می کنیم:

اهمیت نماز جماعت

غیر از آثار فردی و اجتماعی نماز جماعت(که به آنها اشاره خواهدشد)پاداش های عظیمی برای آن بیان شده که در اینجا به بعضی از روایات،اشاره می شود. از رسول خدا(ص)نقل شده که:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له » نماز کسی که صدای اذان را بشنود و بی دلیل،در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند،ارزشی ندارد.
در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده است:«من حقره فانما یحقر الله » شرکت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه می کندو برای هر گامی که به سوی نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب و حسنه در نظر گرفته شده است.همین که کسی برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج می شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت به سر می برد پاداش کسی را دارد که در این مدت،به نماز مشغول بوده است. تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این کلام رسولخداست که فرمود:«ما کثر فهو احب الی الله » حدیث جالبی در بیان فضیلت نماز جماعت است که قسمتی از آن در رساله های عملیه هم ذکر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:

اگر اقتدا کننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسیدند،پاداش 72800 نماز دارد.

ولی،همین که عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خدا کسی نمی داند. در حدیث دیگر است:هر که نماز جماعت را دوست بدارد،خدا و فرشتگان او را دوست می دارند. در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت کم می شدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد می پرداخت و می فرمود:شرکت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین تر است.قرآن نیز، از اوصاف منافقان،بی حالی و کسالت هنگام نماز را بیان کرده است. چرا که سحر خیزی و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه های دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.

حضور در نماز جماعت،خاص یک منطقه نیست.انسان در هر جا که باشد،خوب است به فکر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق دیگران باشد.
رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت،فرمود:

«صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فی بیته اربعین سنة.قیل:یا رسول الله!صلاة یوم؟فقال(ص):صلاة واحدة» یک نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادی در خانه است.پرسیدند:آیا یک روز نماز؟فرمود:بلکه یک نماز.

و می فرمود:صف های نماز جماعت،همانند صف های فرشتگان درآسمان چهارم است.اولین نماز جماعتی هم که بر پا شد،به امامت رسول خدا و شرکت حضرت علی(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت علی(ع))بود.همین که ابوطالب،فرزندش علی(ع)را دید که به پیامبر اقتدا کرده،به فرزند دیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اکرم اقتدا کن و این جماعت دو سه نفری، پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود،که فرمان به علنی ساختن دعوت و تبلیغ می داد.


 
* * * حمایت از کالای ایرانی * * *