عفاف وحجاب از دیدگاه قرآن

قرآن کریم جلوه های عفاف زنان را این گونه تشریح می کند.
1-عفاف درگفتار:
درآیه 32 سوره احزاب درباره وظایف زنان درلزوم رعایت عفاف درسخن گفتن با مردان نامحرم می فرماید:  "فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا":
پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان درشما طمع کنند،وسخن شایسته بگویید.
خضوع: دراینجا به معنی این است که زنان دربرابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک ولطیف ادا نکنند تامردان بیمار دل را دچار خیال های شیطانی کنند(منظور از بیماری دل: نداشتن نیروئی ایمان است.)
قولا معروفا: یعنی  سخن معمولی و مستقیمی بگویند که دور از کرشمه وناز باشد و سخنی باشد که شرع وعرف اسلامی آن را پسندیده دارد.
این آیه اشاره به کیفیت ومحتوای سخن گفتن وحرمت سخن گفتن باناز وعشوه دارد وصحبت گفتن با نامحرم باید عفیفانه وبه دور از نرمش وخودنمایی باشد.ومتذکر می گرددکه درصورت عدم رعایت این امر ممکن است امنیت جامعه به خطر بیفتد.
2-عفاف درنگاه:
درآیه 31/نور که به سوره وپاکدامنی وحجاب معروف است، به چندین رفتار عفیفانه اشاره می کند که یکی از آنها وجوب حفظ وکنترل دید ونگاه است."وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن:"به زنان مومن بگو چشم های خودرا (ازنگاه هوس آلود) فروگیرند".وهمچنین "قل للمومنین یغضوا من ابصارهم"نور/32 به مردان مومن بگو ازبعضی نگاههای خود(نگاههای غیر مجاز)چشم پوشی کنند.
"یغضضن"از ماده"غض"به معنای کاهش وکم کردن نگاه است.ومنظور:چشم پوشی از نگاههای حرام وشهوت آلود است. ونکته اینکه درلزوم عفت وپاکدامنی وترک نگاه حرام، بین زن ومرد، فرقی نیست. به این ترتیب همانگونه که نگاه شهوت آلود برای مردان فعلی حرام محسوب می شود برای  زنان نیز حرام است.
رسول اکرم (ص)می فرماید: ازنگاه های زیادی بپرهیزید، زیرا تخم هوس می پراکند وغفلت می زاید."
از این رو کنترل چشم می تواند از مهم ترین واساسی ترین اصول عفاف باشد که باید درمرتبه اول رعایت گردد، چراکه چشم دروازه قلب وروح است(هرچه دیده بیند دل کند یاد)
امام علی (ع) می فرماید: "العین رائد القلب"چشم،دل را به دنبال خود می کشد.
بدین ترتیب ،کمترین کوتاهی درچشم پوشی از نگاه به نامحرم ، تیری مسموم از سوی شیطان است.
3-عفت درشهوت:                                                        
خداوند درآیه 31 درسوه مبارکه نور می فرماید:
"ویحفظهن فروجهن"(وبه زنان با ایمان بگو دامن های خود را حفظ کنند(
درذیل آیه می فرماید:"ذلک ازکی لهم" یعنی این امر باعث تزکیه وشکوفایی استعدادها ورشد شخصیتی ومعنوی آنها می شود.
دوری از آلودگی ها نشانه پاکدامنی است، بوسیله عفت اعمال پاکیزه و مطهر می گردد. ودرنتیجه انسان رشد می یابد، و درغیر اینصورت چشم چرانی وبی عفتی مانع رشد معنوی انسان خواهد گردید.
همچنین قرآن درمورد کسانی که امکان برای ازدواج نمی یابند می فرماید:"ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله"(نور/33) ((وکسانی که وسیله نکاح ندارند، به عفت سرکنند تا خدا ازکرم خویش  ازاین بابت بی نیازش گرداند.
استنباطی که از موارد فوق بدست می آید اینست که: قدرت نیافتن برای ازدواج، مجوزی برای گناه کردن و فراهم کردن آن از راه نامشروع نیست بلکه صبروعفت لازم است تا خداوند نیز از فضل خود بی نیازشان گرداند.
4-عفت درپوشش:
مسئله حجاب وپوشش زن ومستور نمودن زینت های ظاهری وباطنی وی، اهمیت بسیاری دارد.
همچنانکه خداوند درآیه:"ولایبدین زینتهن الا ماظهرمنها"زنان را مکلف می کند که نباید زینتهای ظاهری وباطنی خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتا نمایان است.
آیه دیگری دررابطه با پوشش وارد شده است که می فرماید:"یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلان یوذین وکان الله غفورا رحیما"   (احزاب/59
«ای پیامبر به همسرانت ودخترانت وزنان مومنان بگو روسری های بلند خود را برخویش فرو افکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، وخداوند همواره آمرزنده رحیم است
سبب نزول این آیه این بود که:شب هنگام که زنان مسلمان به قصد رفتن به مسجد وشرکت درنماز پیامبراکرم(ص)ازخانه بیرون می رفتند جوانان سرراه آنان می نشستند وبا سخنان ناروا متعرض آنان می گشتند.
5-عفت درکردار:
وظیفه دیگر زنان پرهیز ازاعمال ورفتارهای جلب توجه کننده وغیرعفیفانه است.
"ولا یضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن" « هنگام راه رفتن پاهای خودرا به زمین نزنند تا زینتهای پنهانشان دانسته شود»
پس هرگونه راه رفتنی که موجب آشکارشدن زیورهای مخفی زن شود ازنظر اسلام ممنوع است وزنان باید دررعایت عفاف وپرهیز از امورجلب توجه کننده دقت لازم رابنمایند واعمال ورفتارشان به استفاده آنان از وسایل زینتی و استعمال عطروبوی خوش به گونه ای نباشد که باعث جلب توجه نامحرم وعامل انحراف فکرها وتباهی دلها گردد.
"وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی و..."(ای همسران پیامبر)درخانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (درمیان مردم) ظاهر نشوید . احزاب/33
«تبرج» به معنای ظاهرشدن دربرابر مردم است منظوراز «جاهلیت اولی» جاهلیت قبل از بعثت پیامبر اکرم (ص) است که درآن    عصر، وضعیت پوشش زنان، عفیفانه نبوده است.
این آیه خطاب به زنان پیامبر(ص) است، اما طبق نظر مفسرین عمومیت دارد وشامل همه زنان می شود.
ازاین رو زنان باید ازهرگونه رفتار جلوه گرانه وتحریک کننده پرهیز نمایند و با تاسی از آیه (تمشی علی استحیاء) قصص/25 که شیوه راه رفتن زنان اسلامی را ترسیم می کند وبا اقتدا کردن به بانوی دوعالم فاطمه زهراء(س) به شیوه آن حضرت عمل نمایند.
در آیه 26 سوره اعراف کتاب وحی (قرآن کریم) در مورد پوشش و حجاب به همان مسأله لباس و پوشانیدن بدن که در سرنوشت آدم نقش مهمی داشته، اشاره کرده و می فرماید: ای فرزندان آدم! ما لباسی برای شما فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و برجستگی های بدنتان را پنهان می سازد، ولی فایده این لباس که برای شما فرستاده ایم تنها پوشاندن تن و مستور ساختن عورتین نیست، بلکه مایه زینت شماست. و اندام شما را زیباتر از آنچه هست نشان می دهد.
تا آنجا که تاریخ نشان می دهد همیشه انسان لباس پوشیده است، ولی وسایل تولید لباس در عصر ما به قدری متنوع شده و توسعه یافته است که با گذشته اصلاً قابل مقایسه نیست و متأسفانه جنبه های فرعی و حتی نامطلوب و زننده لباس چنان گسترش یافته که فلسفه اصلی لباس را تحت شعاع خود قرار می دهد.
لباس عاملی شده برای انواع تجمل پرستیها، توسعه فساد، تحریک شهوات، خودنمایی و تکبر و اسراف و تبذیر و امثال آن، حتی گاهی اوقات لباس هایی در میان جمعی از مردم دیده می شود که جنبه جنون آمیز آن بر جنبه عقلانیش برتری دارد و به همه چیز شباهت دارد جز لباس به طوری که مساله مدپرستی در لباس نه تنها ثروت های زیادی را به کام خود فرو می کشد بلکه قسمت مهمی از وقتها و نیروهای انسانی را نیز بر باد می دهد.
گردآورنده: محمد ابراهیم مقصودلو
کارشناس قرآنی اداره تبلیغات اسلامی بندرترکمن استان گلستان
 




 


فلسفه بزرگ اقامه نماز

آیه 45 سوره عنکبوت به فلسفه بزرگ نماز پرداخته مى گوید: «نماز انسان را از زشتیها و منکرات بازمى دارد» (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنکر).
نماز فرمان خداست
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدا و معاد مى اندازد داراى اثر باز دارندگى از فحشاء و منکر است.

انسانى که به نماز مى ایستد، تکبیر مى گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر مى شمرد، به یاد نعمتهاى او    مى افتد، حمد و سپاس او مى گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت مى ستاید، به یاد روز جزاى او مى افتد، اعتراف به بندگى او مى کند، از او یارى مى جوید صراط مستقیم از او مى طلبد، و از راه کسانى که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه مى برد (مضمون سوره حمد).
بدون شک در قلب و روح چنین انسانى جنبشى به سوى حق و حرکتى به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى شود.
براى خدا «رکوع» مى کند، و در پیشگاه او پیشانى بر خاک مى نهد، غرق در عظمت او مى شود و خودخواهى ها و خود برتربینى ها را فراموش مى کند.
شهادت به یگانگى او مى دهد گواهى به رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى دهد.
بر پیامبرش درود مى فرستد و دست به درگاه خداى برمى دارد که در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام).
همه این امور موجى از معنویت در وجود او ایجاد مى کند، موجى که سد نیرومندى در برابر گناه محسوب      مى شود.
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار مى گردد، هنگامى که صبح از خواب برمى خیزد در یاد او غرق مى شود.
در وسط روز هنگامى که غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تکبیر مؤذن را مى شنود، برنامه خود را قطع کرده، به در گاه او مى شتابد، و حتى در پایان روز و آغاز شب پیش از آنکه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز مى کند و دل را مرکز انوار او مى سازد.

از این گذشته به هنگامى که آماده مقدمات نماز مى شود خود را شستشو مى دهد پاک مى کند، حرام و غصب را از خود دور مى سازد و به بارگاه دوست مى رود همه این امور تأثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازى به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منکر مى کند، گاه نهى کلّى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود.

 


کودک و نماز
کودکان بیش از همه نیاز به تشویق و تأیید دارند . وقتی که کودکی روی زمین دراز می کشد و صورتش را به سجاده و مهر     می مالد ، به جای آن که پای او را گرفته ، حالتش را به صورت سجده بزرگسالان درآوریم ، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشویق و تأیید کنیم .
تشویق باعث می شود که این رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنی و حرکتی کودک زمینه یادگیری « سجده کردن » هم فراهم گردد. اگر کودک جمله ای و یا حتی کلمه ای از نماز را به زبان آورد باید او را جداً مورد تشویق قرار داد . هنگامی که کودک کلمهالله اکبر و یالااله الاالله را به زبان جاری می کند مستحق تشویق و پاداش پدر و مادر است
.

توجه به توانمندیهای کودکان و نوجوانان در اقامه نماز

در یادگیری نماز شایسته است توانمندیهای کودک را مدنظر قرار داد ، نه ناتوانی ها و ضعف های او را لازم است همواره در ارتباط با یادگیری نماز در کودکان ، بخصوص در مورد آنهایی که به سن تکلیف نرسیده اند ، آنچه که خوب می دانند مورد توجه باشد و نه ضعفها و ناتوانایی ها. تأکید ما بر نکات مثبت رفتار کودکان سبب می شود که اعتماد به نفس آنها قویتر شده ، با احساس خود ارزشمندی ، انگیزه غنی و توجه بیشتر ، موضوعات و مطالب مورد نظر را بهتر بیاموزند و با آمادگی و جرئت ، موفق به انجام آنها بشوند.
اگر در مورد نماز خواندن بر کودکان سخت بگیریم و در ارتباط با نماز آنها را مورد تشویق و تایید قرار ندهیم ، بتدریج در وجودشان احساس ناخوشایندی نسبت به نماز پیدا می شود و نه تنها در یادگیری اذکار ، آداب و ترتیب نماز بیشتر دچار مشکل می شوند ، بلکه آن را یک تکلیف سخت پنداشته ، زمینه سستی و یا گریز از نماز در آنها به وجود می آید.
باید سعی کنیم با تشویق و ترغیب ، قدرت تحمل کودکان و نوجوانان را افزایش دهیم و از تحقیر شخصیت آنها خودداری نماییم.هرگز نباید نماز خواندن کودکان دیگر را به رخ فرزندمان بکشیم و احساس حسادت ، حقارت ، خودکم بینی و گریز از نماز را در او ایجاد کنیم ، بلکه به گونه ای که قبلاً ذکر شد ، صرفاً با تشویق و تأیید رفتار و تأکید بر نقاط مثبت و توانایی ها و همراه نمودن او با افرادی که از ملاقات با آنها خرسند است، رفتارهای مطلوب و بویژه نماز خواندن را در وی افزایش دهیم
.

ستاد اقامه نماز اداره کل حفاظت محیط زیست فارس

 
 
چرا باید نماز را به جماعت بخوانیم؟
 
این سوالی است که خیلی ها می پرسند، مقصود ومنظور چیست و چرا برای نماز جماعت این همه ثواب قائل شده اند؟
 
جواب این سوالات در خود سوره حمد آمده است سوره ای که باید در تمامی نماز ها خوانده شود. اصلا نماز باید به جماعت باشد نه تک نفری! نگاه کنید در سوره حمد آنجا که می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی تنها ترا پرستش می کنیم و تنها از تو کمک می طلبیم، در این آیه جمله جمع آورده شده است یعنی باید یک عده ای باهم باشند و این مطلب را بگویند بنابراین می گویند وقتی امام جماعت حمد و سوره را می خواند بقیه باید ساکت باشند چون امام جماعت از طرف همه این موضوع را مطرح می نماید.
1- حال چرا برایش این همه ثواب نوشته اند تا جایی که تمام مراجع تقلید می گویند اگر تعداد اقتدا کنندگان به امام جماعت از ده نفر بگذرد اگر تمام دریاها مرکب و تمام درخت ها قلم وتمام آسمانها کاغذ و تمام جن وانس نویسنده باشند نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند. آیا بصرف اینکه ده نفر به امام جماعت اقتدا کردند این همه ثواب دارد؟ و این جوابش را در مطالب زیر خواهیم گفت.
2- چرا می گویند نماز را در مسجد بخوانند و بر این عمل تاکید زیادی شده است وچرا می گویند پنج وعده بخوانند و...
در روایات آمده است که تا چهل منزل از هر طرف همسایه مسجد به حساب می آیندپس در هروعده نماز باید حداقل 160 نفر در جماعت حاضر باشند که از این 160 نفر از مشاغل مختلف (از قبیل دکتر، پرستار، تاجر، مغازه دار، بنّا و...) در مسجد جمع می شوند، حال اگر یکی از همایگان مسجد با مشکلی روبرو شد باید توسط این افراد مشکلش برطرف شود و امام جماعت نقش کلیدی یا به قولی نقش مدیر را ایفا می کند یعنی اگر یکی مریض شد دکتر محل او را معاینه کند و مشکلش را در مسجد حل کند واگر احتیاج به درمان بیشتر داشت او را راهنمایی کند و درصورتی که خرج درمان نداشت اهالی محل مشکل هزینه را حل کنند و بسیاری دیگر از این قبیل.
امام جماعت باید قبل از همه در مسجد حضور یابد و آخر از همه نیز مسجد را ترک نماید تا اگر کسی مشکلی ویا مسئله ای برایش پیش آمد بتواند با اودر میان گذاشته و امام جماعت آن مسئله را حل نماید ویا با کمک اهالی مسجد آنرا برطرف نمایند.
پیامبر عظیم الشان اسلام قبل و یا بعد از نماز رو به روی جماعت حاضر در مسجد می نشست و از احوال مسلمانان جویا می شد و اگر میدید کسی چند جلسه در مسجد حاضر نمی شود از همسایگان و دوستان او سوال می کرد و اگر مثلا می گفتند که مریض است با اهالی مسجد به عیادت وی می رفتند و اگر مشکل مالی داشت بوسیله نماز گزاران در مسجد برآورده می نمود.
آیا در مساجد ما نیز چنین است؟ ما نه تنها از همسایگان مسجد اطلاعی نداریم بلکه اگر کسی هم خودش در مسجد اظهار عجز و ناتوانی کرد بجای کمک کردن می گوییم مگر مسجد گداخانه است؟!
در باب علل نماز پنچگانه در مسجد: یک علت این است که اگر سر نماز صبح کسی مشکل داشت نمازگزاران تا نماز ظهر آنرا بر طرف نمایند و اگر تا نماز ظهر این مشکل هنوز وجود داشت تا نماز عصر و در نمازهای دیگر مشکل بر طرف شود یعنی پنج نوبت به مشکل طرف رسیدگی و تا شب و نماز عشا حل نمایند. اینگونه نمازی است که ثواب آنرا غیر از خدا نمی تواند بنویسد.
یکی از مسائلی که در نماز جماعت مستحب است چرخاندن سر بعد از سلام به طرفین و مصافحه (دست دادن) می باشد یعنی اینکه بفهمیم بغل دستی ما کیست و حال او چگونه است و اگر خدایی نخواسته با او مشکلی و یا کینه ای داریم با دست دادن به هم، صلح و آشتی بوجود آید.
امام خمینی (ره) در فرازی از سخنانش در باره مسجد می فرماید مسجد سنگر است سنگر ها را حفظ کنید. یعنی همانطور که در سنگر برای پیشبرد جبهه و جنگ تصمیم گیری می شود در مسجد نیز باید برای پیشبرد امورات محل و افراد جامعه تصمیم گیری شود. در زمان رسول الله صل الله علیه و اله مسجد مرکز تصمیم گیری و بر طرف کردن مشکلات مردم بود و پیامبر نقش محوری در این خصوص داشت. مسجد "فقط" محل عبادت نیست، عبادت جزئی از اعمال مسجد است. این موضوعی است که غالبا در مساجد گفته می شود و بسیار شنیده شده است که مسجد محل عبادت است نه جای حرف دنیا زدن! و اگر کسی در مسجد با بغل دستی اش صحبت کرد فورا یکی از همین مؤمن ها می گوید: «اگر حرفی دارید بروید بیرون مسجد، اینجا محل عبادت است.» پس فرق مسجد با معبد در چیست؟ مسجد محل صحبت کردن است و از احوال همدیگر جویا شدن و مشکل مسلمانان را حل نمودن است. مگر نه اینکه گفته شده عبادت بجز خدمت خلق نیست، خدمت خلق یعنی کار دنیای مردم را حل نمودن و تو چه می دانی که این دو نفری که باهم صحبت می نمایند چه می گویند و چه مشکلی را بین خودشان حل می کنند؟ یا شاید هم می ترسی از تو کاری بخواهند و یا مشکلشان به تو سرایت نماید و تو بخواهی از زیر بار آن شانه خالی کنی؟




نماز جماعت آثار و برکات
قسمت اول
(برگرفته از کتاب پرتویی از اسرار نماز،نوشته حجت الاسلام قرائتی)
 
آئین اسلام،از بعد اجتماعی مهمی برخوردار است و با عنایت به برکات آثار وحدت و تجمع و یکپارچگی،در بسیاری از برنامه هایش بر این بعد،تکیه و تاکید کرده است.
برگزاری نمازهای روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهی،یکی از این برنامه هاست.
در اینجا به اهمیت «نماز جماعت »و آثار گوناگون آن اشاره می کنیم:
 
اهمیت نماز جماعت
 
غیر از آثار فردی و اجتماعی نماز جماعت(که به آنها اشاره خواهدشد)پاداش های عظیمی برای آن بیان شده که در اینجا به بعضی از روایات،اشاره می شود. از رسول خدا(ص)نقل شده که:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له » نماز کسی که صدای اذان را بشنود و بی دلیل،در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند،ارزشی ندارد.
در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده است:«من حقره فانما یحقر الله » شرکت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه می کندو برای هر گامی که به سوی نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب و حسنه در نظر گرفته شده است.همین که کسی برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج می شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت به سر می برد پاداش کسی را دارد که در این مدت،به نماز مشغول بوده است. تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این کلام رسولخداست که فرمود:«ما کثر فهو احب الی الله » حدیث جالبی در بیان فضیلت نماز جماعت است که قسمتی از آن در رساله های عملیه هم ذکر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:
 
اگر اقتدا کننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسیدند،پاداش 72800 نماز دارد.
 
ولی،همین که عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خدا کسی نمی داند. در حدیث دیگر است:هر که نماز جماعت را دوست بدارد،خدا و فرشتگان او را دوست می دارند. در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت کم می شدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد می پرداخت و می فرمود:شرکت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین تر است.قرآن نیز، از اوصاف منافقان،بی حالی و کسالت هنگام نماز را بیان کرده است. چرا که سحر خیزی و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه های دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.
 
حضور در نماز جماعت،خاص یک منطقه نیست.انسان در هر جا که باشد،خوب است به فکر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق دیگران باشد.
رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت،فرمود:
 
«صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فی بیته اربعین سنة.قیل:یا رسول الله!صلاة یوم؟فقال(ص):صلاة واحدة» یک نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادی در خانه است.پرسیدند:آیا یک روز نماز؟فرمود:بلکه یک نماز.

و می فرمود:صف های نماز جماعت،همانند صف های فرشتگان درآسمان چهارم است.اولین نماز جماعتی هم که بر پا شد،به امامت رسول خدا و شرکت حضرت علی(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت علی(ع))بود.همین که ابوطالب،فرزندش علی(ع)را دید که به پیامبر اقتدا کرده،به فرزند دیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اکرم اقتدا کن و این جماعت دو سه نفری، پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود،که فرمان به علنی ساختن دعوت و تبلیغ می داد.

 


 
بازدیدها
تعداد بازديد اين صفحه: 2094
تعداد بازديد کنندگان سايت: 76743286 تعداد بازديد زيرپورتال: 1520670 اين زيرپورتال امروز: 326 سایت در امروز: 19137 اين صفحه امروز: 1